تبليغاتX
سینمای نوین
تحلیل سینمای ایران و جهان با هدف رسیدن به یک تئوری سینمایی متناسب با سینمای ایران
 

بازیگری با اعمال شاقه

 

همه چیزمان به همه چیزمان میآید.

 

خبر تاسف برانگیزی بود. خبر سقوط  " پگاه آهنگرانی " از ارتفاعی چند متری در سر صحنه فیلم " آتش سبز " به کارگردانی " محمد رضا اصلانی " . حادثه ای که بنا بر گفته های " منیژه حکمت " منجر به شکسته شدن دو نقطه از مهره های ستون فقرات " پگاه " و پاره شدن رباط پشت او و قطع شدن تاندون پای چپ وی شده است.

نامه سرگشاده ی " منیژه حکمت " به مدیر عامل خانه سینما آنقدر محکم و وزین نگاشته شده است که جایی برای سخن تازه ای نمیگذارد ؛ اما علیرغم میل باطنی ام که هیچوقت دوست نداشته ام این وبلاگ درگیر خبرها و تفسیرهای ژورنالیستی شود ؛ به دلیل احترام ویژه ای که نسبت به خانم " منیژه حکمت "  و آقای " قاسم قلی پور" تهیه کننده فیلم " آتش سبز " قائلم  ذکر چند نکته را به هر دوی این بزرگان و در رابطه با مناقشات و جدال ژورنالیستی اخیرشان ؛ ضروری میدانم:

 

1)      خانه از پای بست ویران است :

 

اگر خانه سینما و مدیر عاملش را نماینده حقوقی و مدنی جامعه ی سینمایی ایران میدانید؛ باید اعلام کنم که خانه از پای بست ویران است و طرح چنین دعوایی آنهم در محضر مدیریتی استصوابی که در دوره کوتاه مدیریتی خود به کرات با اشتباهات و تصمیم گیریهای نادرست ، فضای هنری جامعه سینما را آلوده کرده است ؛ به نوعی نمونه ی بارز زیره بردن به کرمان است. خانم حکمت عزیز به یاد داشته باشید که در دوره ی مدیریت همین مدیر عامل در شبکه اول سیما بود که آقای " محمد رضا اصلانی" فرصت یافت تا به پاس قدرشناسی شاگرد پیشین ، آن سریال بی سر وته و به اصطلاح فلسفی وپدیدارشناسانه اشان را به خورد مردم بیچاره ی کوچه بازاربدهد. باور کنید که اگر هم کمیته حقیقت یابی تشکیل شود ؛ هنوز به پوسته ی حقیقت نرسیده ؛ فید اوت میشود. این خانه سینما که نه قانون و نه ناظران کیفی صالح و قدرتمند در اختیار دارد ؛ جایی برای شکواییه بردن و به عدالت رسیدن نیست. با توجه به شناختی که از آقای " قلی پور" دارم و به حق ایشان را از فهیم ترین تهیه کنندگان سینمای ایران میدانم و همچنین با توجه به علم و معرفتی که در آثار و اندیشه های شما میبنیم ؛ بهتر است این دعوا را خودتان به وجدان خودتان فیصله دهید ، تا داد خود پیش مشتی تازه به دوران رسیده برید.

 

2)      از ماست که بر ماست :

 

بر هیچ کارشناس امری پوشیده نیست که وقوع چنین حوادثی در پیکره سینمای ایران پیش از هر چیز به خود عوامل و دست اندرکاران آن بازمیگردد و واقعیت تلخ تر اینکه همیشه طبق خاطره ی تاریخی – فرهنگیمان ، مقصر واقعی آن دیگری است ؛ چرا که شانه های ما را تنها برای خالی کردن آفریده اند. این نه اولین و نه آخرین باری است که از اینگونه اتفاقات نابهنجار، دل جامعه ی هنری سینما را به لرزه میاندازد. مگر همین چند سال پیش نبود که چند تن از هنروران عزیز سینما به خاطر بی کفایتی و نالایقی غاصبان سینمای ایران در سر کار آقای "بهزاد بهزادپور"  کشته شدند ؛ و ... . مگر خانه سینما و مدیر عامل آنزمانش چه تمهیدی برای پیشگیری چنین حوادثی اندیشیدند که اینک مدیریت کنونی اش بیاندیشد. ... واقعیت این است که دل آدمی از کشته شدن آن هنروران در سر کار کارگردانی که به زور ارتباط و سیاست بازی فیلم میسازد ؛ آنقدر ریش نمیشود تا شکستن مهره های کمر " پگاه " در سر فیلم " محمد رضا اصلانی" که به نوعی از فیلمسازان صاحب اندیشه و قدیمی سینما محسوب میشود. حقیقت آن است که بار دیگر سینما به بانگ رسا دارد به همه ی ما هشدار میدهد که فیلمسازی ، زمین تا آسمان با خطابه های فلسفی و طمطراق های روشنفکری تمایز ویژه دارد. قرار نیست که چون آقای " محمد رضا اصلانی " مستند ساز و اندیشمند محترمی است در زمینه ساخت سینمای داستانگو هم تجربه و درایت رهبری یک گروه حرفه  ای را داشته باشد و از همه مهمتر اینکه حال که با چنین اشتباه بزرگی موجب خانه نشین شدن یکی از مستعد ترین و جوانترین بازیگران سینمای ایران شده است ؛ به دلیل رفاقت یا حق استادی و یا مستندها و همان یک فیلم داستانی ( شطرنج باد ) که تا کنون ساخته اند ؛ چشمهایمان را بر روی چنین اشتباه فاحشی ببندیم. ... جالب است. ... با توجه به اظهارات اخیر آقای " قاسم قلی پور "  ؛ به راحتی پی به صداقت و مسؤولیت پذیری ایشان در رابطه با مشکلی که برای " پگاه " پیش آمده است ؛ پی خواهیم برد. با شناختی که از ایشان دارم مطمئنم که از آن دسته تهیه کنندگانی نیست که صبح تا شام در میان دست و پای عواملش وول بخورد و لقمه های غذایشان را شماره کند ومیدانم که همیشه با اعتماد کامل کار را به کارگردانش میسپارد تا وی با خیال آسوده تر به کار بپردازد.بر همین اساس میتوانم قسم بخورم که روز حادثه " قلی پور " سر صحنه نبوده است ؛ اما با تمام این اوصاف او آنقدر فهم و معرفت دارد که لااقل گناه را به دوش دیگری نیاندازد . حال مقایسه کنید رفتارهای اخیر این تهیه کننده را با رفتارهای کارگردان ، که بی هیچ تردیدی مقصر واقعی چنین رخدادی است. آقای " اصلانی" که مانند همیشه احساس میکند که تنها اوست که میداند و میفهمد و عمری همه را به چشم مشتی عوام و بیسواد ؛ به چشم عاقل اندر سفیه از دم تیغ گذرانیده است ؛ اینک باز هم پس از چنین رخدادی اندکی از قله ی قافی که برای خود ساخته اند پایین نمیآیند و حتی دریغ از یک عذر خواهی کوچک از خانواده هنرمند " آهنگرانی " . ...

 از ماست که بر ماست که چنین بتهایی در آستینهامان پرورش میدهیم. از ماست که بر ماست که هنوز به یک مستند از رنگ و رو رفته ( جام حسنلو ) و با تکنییکهای دستمالی شده میبالیم ؛ از ماست که بر ماست که صبح تا شام نوای استاد استاد به بیخ ریش هر فسیل شده ای میبندیم. ...

 نمیدانم اما شاید آقای اصلانی پنداشته اند که اینبار هم دارند فیلم مستند میسازند و در پی کشف خلاقانه ی واقعیت ، بازیگر بیچاره را  در تور میاندازند و به طنابی پوسیده میبندند وتا ارتفاع چند متری بالا میبرند و سپس به زمین می افکنند ؛ تا بدینسان روح جان گریرسون از این همه واقع نمایی شاد شود.

 دست مریزاد آقای اصلانی ، بهترین پلان مستند سینمای جهان را به نام خود به ثبت رساندید : بازیگری با اعمال شاقه .

آقای اصلانی شما دست کم ، باید به پاس آثارتان در حضور مردم و به بانگ بلند  ؛ از این هنرمند جوان و خانواده اش به دلیل سهل انگاری و ناشی گریتان در کارگردانی فیلم " آتش سبز" عذرخواهی میکردید. و الا بدانید که : هر بتی روزی شکسته خواهد شد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط زرتشت | 

 

بدون عکس:

 

 

 

"من به درخت آینده معتقدم نه به نهال دیروز."

 

 

 

جبر و اراده:

 

 

با عزیزی در رابطه با عمیق ترین  بحث فلسفی بشریت مباحثه میکردیم ؛ ساعتها و گاه شاید سالهای عمرمان را.

 

نتیجه:

 

 آنجا که بحث از" باید " هاست اراده الهی است که فرمانروایی میکند و آنجا که بحث از " چگونگی " هاست ؛ اراده انسانی. باید اقرار کنم که اولین باربود که به چنین نتیجه ای رسیده بودم.

مباحثه همیشه لذتبخش است بویژه برای آنانکه که تشنه حقیقتند و رهایی را فریاد میکشند. اما من پرسشس بی پاسخی داشتم : " چگونگی " ها را آدمی چگونه اختیار میکند؟ آیا "چگونگی" ؛ متغیری از " باید " های اجتماعی و " نباید "های  فطری نیست؟  به معنای دیگر آیا انسان همیشه وابسته " باید" ها و" نبایدهای " ساختگی اجتماعی و فطری نیست؟ ... این سـؤال بی پاسخ ماند و دوست عزیز من ؛ " من" را به جبرگرایی و بی ارادگی متهم کرد.

 گفتم: احمد کسروی را میشناسی؟ گفت: آری !!!!...   گفتم: کسروی قدمتی صد ساله در تایخ روشنفکری ایران دارد و حضرت حافظ را که قدمتی پانصد ساله در دوران منورالفکری پارسی دارد به اتهام جبر گرایی  در هم میکوبد. ... کدام را میپسندی؟  حاففظ هزاره را یا کسروی سده؟...  گفت: کسروی. ... مکث کردم.  آیا تفکر حقیقی بشری چیزی جز این از من میخواست؟ ... گفتم: اراده انسانی برتر است یا حقیقت الهی؟ .... گفت:اراده انسانی.  مکث کردم.  آیا حقفیقت را توان مکث کردن نیست؟ ... فریاد کشیدم: یادم هست هشت ساله بودم که در سریالی تلویزیونی چنگیز متولد شد. در دستان کودکیش خون بود. آیا اراده الهی نمیدانست که او روزی چنگیزی خونخوار خواهد شد؟ ...

گفت: میتوانست که چنگیز نباشد. ... غرق اندیشه بودم:

 

جبر یا اختیار؟ ... انسان را به کدام حکم به مسلخ جهنم باز میکشانند؟ ... اگر که جهنمی باشد؟ ...جبر یا اختیار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط زرتشت | 

اعتراف میکنم کمی عجیب است  که یک وبلاگ سینمایی با شعر آغازمیشود. اما شاید اگر تو هم همۀ احساسات و اندیشه های هنری ات از خواندن اشعار اخوان و فروغ و بعدها که بزرگتر شدی شاملو سرچشمه گرفته باشد ؛ این آشنایی زدایی شاعرانه را بپذیری و با من همسفرشوی تا راهی برای گشودن این همه گره های کور سینمای رایج ایران بیابیم.

وبلاگ " سینمای نوین " بی هیچ ادعایی سعی دارد حدیث نفس جوانان سرشاری باشد که هنرشان در پشت چارچوب های تحمیلی داعیه داران سینمایی هرز میرود و کم کمک به گندابه های انزوا و نومیدی میگرایند.

جوانانی که شرافت هنر را به دریوزگی سطحی گرایی نمیبرند.

اعتراف میکنم که بیش از آنکه سینما را خوانده باشم ؛ تجربه کرده ام و پیش از آنکه دریابمش ؛ احساس کرده ام. امیدوارم همۀ دوستان و استادان وبلاگ نویسم کمبود مطالعاتم را به حرمت حقیقت دل بر من ببخشایند؛ که اگر دست به چنین مهمی زدم نه از سر ابراز فضل که ازسر درد دل بود.

باشد که در این راه خود را ، تو را و سینما را بهتر بشناسم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط زرتشت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
میخواستم تنها از سینما بنویسم اما درد مردمانم و سایه سیاه سرزمینم مانعم شد. سینمای نوین تنها در زهدان جامعه ای نوین شکوفا میشود. ...

پیوندهای روزانه
سید ابراهیم نبوی
هفتان
دیگران
وازنا
زیرنویس
همایون شجریان
روزنامه اعتماد
داریوش آشوری
خبرگزاری فارس
عبدالکریم سروش
عطالله مهاجرانی و جمیله کدیور
انجمن شاعران ایران
ادبستان
آیدین آغداشلو
کاوه گلستان
مسعود بهنود
ماهنامه فیلم نگار
پرشیا فیلم
سبحان فیلم
خانه سینما
پایگاه خبری فیلم کوتاه
بخارا
بنیاد سینمایی فارابی
مستندسازان سینمای ایران
موزه هنرهای معاصر تهران
انجمن سینمای جوان ایران
سینمای مستند و تجربی
روزنامه شرق
بلاگ نیوز
سایت رسمی احمد شاملو
سایت رسمی صادق هدایت
مجله هنر
خانه هنرمندان ایران
شیدا محمدی
رادیو زمانه
نیک آهنگ کوثر
بنیاد هوشنگ گلشیری
عباس معروفی
عباس عبدی
منیرو روانی پور
هوشنگ گلمکانی
مسعود محرابی
پرویز جاهد
سی نت
محسن مخملباف
بهمن قبادی
سینما تئاتر
بانک جامع اطلاعات سینمای ایران
خبر گزاری مهر
بانی فیلم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
سینمای ایران
سینمای جهان
شعر
یادداشت و مقاله
داستان کوتاه
پیوندها
دوباره نو
یکی بود ... که یکی نبود
آن سوی لحظه ها
ونوس در برابر پاریس...
بوف تنهایی من
درخت نشین
نگارکویر
پیپ قرمز
رنگ خیال
زبان سینما
سلام سینما
فیلم کامنت
مستند ساز
خاطرات یک تدوینگر جوان
مولتی مینیمالیست
دغایغ
اتاق تاریک
بی خوابی
هنر آزاد
رویا بین ها
شرقی ترین ستاره
گوشه ی دل
پیازولوژی
سبکی تحمل پذیر هستی
بالا بلندتر از هر بلند بالایی
وقتی که ...
رهادرعشق
صلح جهان
لبخند تلخ
آخرین عابر
مثل آب برای شکلات
ناقصات العقول
عکس و عکاسی
اتاق آبی من
عکس های صابونی
سمفونی مردگان
یک نخ سیگار
نوشته
قصه آدم
عبرت
دختر الکلی
کتاب نوشت
یک فنجان قهوه
نامه هایی از تیمارستان
سینمای آماتور
شیخ حقگو
کودکی در پوست خرس
من گلم تو منگلی...
استالاگ هفده
فراتر از کلوسیوم
نوادگان کل قربون ( 18- )
پرده شیشه ای
سینما در سی نما
سینما روز
تاریخ سینما
دلنمک
ذهن زیبا
دو غریبه در شب
سینمای خودمونی
نان و عشق و سینما
دایره سرخ
سینماتوگراف
سینما ادیسه
من از نهایت شب حرف میزنم
زندگی راببوس
ديوونه خونه من
عشق یعنی باران
تاریخ سینما
چکامه
شبهای لبریز از هیچ
چکاوک
فلسفه يعني رنج
سرای سخن
starlke
باستان شناسی ايران
مترسک فیلسوف
روزمرگی های یک آپاچی
در همین نزدیکی
داستان کوتاه - شعر
تکنولوژی سینمایی و ویدئویی
اثر نو
چشمان کاملا بسته
دمادم
خرچنگ قورباغه
اندیشه ها
دفتر صد برگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

WebGozar.com Counter code -->